
خواهر نداشتم که پرستاری ام کند مادر نداشتم که مرا یاری ام کند
این بی کسی خلاصه به بی مادری نشد بابا نبود رفع گرفتاری ام کند
تنها جفای همسر من قاتلم نشد اصلاً کسی نبود که دلداری ام کند
جود مرا به زهر جفایش جواب داد نیّت نداشت اینکه وفاداری ام کند
همراه دست و پا زدنم هلهله کنان با پای کوبی اَش طلبِ خاری ام کند
در خانه ام محاصرۀ دشمنان شدم یک یار نیست تا که علمداری ام کند
دیگر کسی به داد دل من نمی رسد باید اَجل بیاید و غمخواری ام کند
سوز عطش مرا به دل قتلگاه برد هادی کجاست چارۀ بیماری ام کند
جان دادم و کسی به روی سینه ام نبود یاد حسین وقت بلا یاری ام کند
رأسم جدا نشد که میان اسیرها بالای نیزه شاهد بازاری ام کند
با سُّم اسب، پیکر من آشنا نشد خونم نریخت تا همه جا جاری ام کند
نعش مرا به مکر و اهانت به بام بُرد یک لحظه هم نخواست نگهداری ام کند
طاغوت از مبارزۀ من امان نداشت عمری ز کینه خواست دل آزاری ام کند
مهدی بیا که تازه شده داغ فاطمه
با قامت خمیده عزاداری ام کند
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
دارد از آه پر از درد خبر می ریزد لخته لخته وسط حجره جگر می ریزد
آنقدر روی زمین جای پر از زخمی است آسمان نذر غمش یک دهه پر می ریزد
آب ، ناکام تر از خشکی لب های کبود چندمین بار پیاپی پس در می ریزد
نسل زهراست که اینگونه زمین می افتد مادری از جگرش وای پسر می ریزد
زن بی رحم از این ناله بدش می آید چقدر دور و برش (هلهله گر) می ریزد
خوب شد بام غریبش کبوتر دارد خوب شد ورنه چه کس خاک به سر می ریزد؟
حرف بی آبی و جان کندنی آمد به میان یاد گودال ز هر دیده ی تر می ریزد
یک نفر کاش به آن لشکر نیزه می گفت
یک گلو مانده، سرش چند نفر می ریزد
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
افتاده بین حجره و آبش نمی دهند میگوید آب آب و جوابش نمی دهند
این قوم جاهلی که به دست امام خویش آب از برای کسب ثوابش نمی دهند
حاجت به آبِ روی زمین ریختن نبود یک رو به قبله را که عذابش نمی دهند
***
از بسکه کف زدند و شده هلهله به پا ماندم درون خانه عروسی است یا عزا
در کودکی ای آنکه زدی مشت بر زمین حالا به جاش آمده زهرا بیا ببین
تو از شنیده های غمش قد خمیده ای اکنون ببین هرآنچه که قبلا شنیده ای
در پشت درب بسته ی حجره نشسته است
یک مادری که خسته و پهلو شکسته است
***
مادر تلاش کرد ولی درب بسته را دست شکسته اش نتوانست وا کند
این پشت در نشسته ی افتاده از نفس دستش بلند شد پسرش را دعا کند
میگفت ای خدا نکند مثل کربلا این بار هم کسی سری از تن جدا کند
آمین فوج فوج کبوتر بلند شد
تا سایه ای برای تنش دست و پا کند
***
لب تشنه ، دست وپا زده است مانده بی پناه
این حجره جلوه ایست ز گودال قتلگاه
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
چشم در چشم تو می دوزد و بد می خندد دست و پا می زنی و در به رویت می بندد
سر و کار جگرت تا که به زهرش افتاد نقل شادی عوض مرهم زخمت می داد
اینچنین ناله نکن عرش خدا می لرزد در خراسان دلت قلب رضا می لرزد
پسرت نیست سر از خاک تو را بردارد کمی از رنج غریبیِ شما بردارد
از ترک های لبت درد عطش می بارد چقدر حجره به گودال شباهت دارد
افتابت به لب بام تماشایی شد تا سه روز از بدنت خوب پذیرایی شد
دل خورشید به تنهایی تان می سوزد
چهره ات گفت که عمرت چه جوان می سوزد
@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@
جهت مشاهده دیگر اشعار
شهادت حضرت جوادالائمه (ع)
به ادامه مطلب مراجعه نمایید
ادامه مطلب روضه های مکتوب شب اول محرم95...
ما را در سایت روضه های مکتوب شب اول محرم95 دنبال میکنید
برچسب: گلچین اشعار شهادت حضرت علی,اشعار گلچین شهادت حضرت زهرا, نویسنده: بازدید: 26 تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 18:51