متن روضه ها و گریزهای شهادت امیرالمومنین(ع) سری اول سال1393

خرید بک لینک

یا حضرت زهرا (س) !بی بی جان ! یادتان می آید ،آن لحظه ای را که

امیرالمومنین (ع) فرمود : بچه ها بیایید با مادرتان خداحافظی کنید ؟حسنین (ع) خودشان

را در آغوش شما جا دادند و زار زار گریستند . طاقت نیاوردید و دستان پر مهرتان را از کفن بیرون آوردید

و حسنین (ع) را در آغوش گرفتید . آنجا اگر امیرالمومنین (ع) بچه ها را از شما جدا نمی کرد ،

همان جا جان می دادند ......

عرض من این است بی بی جان !امشب نوبت شما است .

بیایید قبل از اینکه امیرالمومنین (ع) دستان را از کفن بیرون بیاورد و به حسنین (ع) و زینبین (س)

دلداری بدهد ؛ آنها را از روی بدن بابایشان بلند کن !

دیگر امیرالمومنین (ع) طاقت دیدن این صحنه ها را ندارد . کمکش کن. این حرفها مال من نیست .

زبان حال حضرت زینب (س) است .

زینب به گریه گفتا مادر به خانه برگرد خاموش گشته شمع و پروانه پر ندارد

مادر بیا حسن را از روی نعش بابا بردار چون که بابا تابی دگر ندارد

از دیده ی حسینت سیلاب خون روان است چون آسمان عمرش شمس و قمر ندارد

بر نسخه ی طبیبان دیگر چه احتیاجی بر زخم فرق مولا دارو اثر ندارد

گویید پیرزن را بهر تهیه ی نان بهر علی تنوری دیگر شرر ندارد

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

علی (ع) مرتب می فرمود: آیا به او آب دادید؟ غذا دادید؟ مدام سفارش او را می کرد.

می فرمود: حسن جان! با او مدارا کن. یا علی جان! شما به قاتل خودتان این همه

مهر و محبت نشان دادید، به او آب و غذا رساندید. اما نبودید کربلا ببینید،

با شش ماهه ی امام حسین (ع) چه کردند حتی به او هم رحم نکردند،

به جای آب با تیر سه شعبه او را سیراب کردند.

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

امشب درودیوار کوفه داد می زد محراب و منبر از جگر فریاد می زد

امشب علی با فرق تا ابرو شکسته می کرد یاد همسر پهلو شکسته

امشب حکایت از یزید و ملک ری بود صحبت ز قرآن خواندن بالای نی بود

امشب سخن از هر دری می گفت مولا از پاره پاره پیکری می گفت مولا

امشب اجل در کوفه فتح باب می کرد بر باب شهر علم دقّ الباب می کرد

امشب علی بوسید چشم مست عباس

دست حسینش را سپردی دست عباس

با سوز دل فرمود ای نور دو عینم تا زنده ای جان تو و جان حسینم

لحظات آخر عمر مبارک امیرالمؤمنین بود همه بچه های فاطمه دور بسترش جمع بودند گاهی

مولا از حال می رفت ، گاهی به هوش می آمد .

فرمود : عباسم را بگویید بیاید کنار بسترم ، اباالفضل آمد ، عباس را بغل کرد ،

چشم های عباس بوسید سفارش حسین را به عباس کرد

دستهای حسین در دستهای عباس گذاشت ، عباسم مبادا حسین را تنها بگذاری ،

پسرم هنگامی که روز عاشورا شد وارد شریعه شدی مبادا آب بیاشامی و برادرت تشنه باشد .

آری اینجا علی سفارش حسین را به عباس کرد ، آن شبی که فاطمه از دنیا می رفت

سفارش حسین را به علی کرد .

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

بعد ضربت خوردن، امیر المؤمنین (ع) درون بستر گاهی از حال می رفت

و گاهی به هوش می آمد.مردم! اگر می خواهید امشب قرآن به سر بگیرید

و این ذکر «بفاطمهٍ» را بگویید، موقعی بگویید که علی (ع) بی هوش باشد.

امشب مراعات حال امیرالمؤمنین (ع) را بکنید

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

شب قدر است مولا جان کجایی؟! چرا از جمع عشاقت جدایی؟!

سر از بالین عشقت بر ندارم به دیدارم بیایی یا نیایی

آقا جان خیلی دلم برای شما تنگ شده است؛ اما این بار معاصب من باعث جدایی من از شما شده.

آقا بیا و به این جدایی پایان بده.

چون روح مطهر امیرالمؤمنین از بدنش مفارقت نمود، از خانه ی حضرت صدای شیون و ناله بلند شد

مانند آن روزی که حضرت رسول از دنیا رفته بودند چون شب تاریک شد و آفاق آسمان متغیر شد

و زمین لرزید و صداهای تسبیح و تقدیس از میان هوا به گوش مردم می رسید.

می دانستند که صداهای ملائکه است. صدای گریه و نوحه و مرثیه ی جنیان را می شنیدند.

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

جهت مشاهده دیگر روضه ها و گریزهای

شهادت مولا امیرالمومنین علی (ع)

به ادامه مطلب مراجعه نمایید

ادامه مطلب
روضه های مکتوب شب اول محرم95...

ما را در سایت روضه های مکتوب شب اول محرم95 دنبال می‌کنید

برچسب: متن روضه های شب قدر,متن روضه های محرم,متن روضه ها,متن روضه های ترکی,متن روضه های فاطمیه,متن روضه های میرداماد,متن روضه های اربعین,متن روضه هاي محرم,متن روضه های مرحوم کافی,متن روضه های میثم مطیعی, نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 18:51

صفحه بندی