مناجات با امام زمان و گریزهای مناجاتی سری اول

خرید بک لینک


از وقتی که مسجد مدینه ساخته شد، پیامبر اکرم (ص) در موقع خطبه خواندنو سخنرانی، مخصوصاً روزهای جمعه در مقابل انبوه جمعیت بر تنه درخت خرمایی که درصحن مسجد باقی مانده بود، تکیه می دا د. تا اینکه جمعیت زیاد شد، پیشنهاد کردند،که منبری برای رسول خدا (ص) بسازند . تا مردم به آسانی رسول خدا (ص) را ببینند.پیامبر (ص) اجازه فرمود، منبری از چوب با دو پله و عرشه ساختند.
اولین جمعه ای که پیش آمد، رسول اکرم (ص) جمعیت را شکافت و آن ستونخرما را پشت سر نهاد و به طرف منبر رهسپار شد، همین که بر عرشه ی منبر قرار گرفت،یک مرتبه صدای ناله ی ستون خشکیده مانند زن بچه مرده بلند شد، در اثر ناله ی آن،صدای جمعیت به گریه و ناله بلند گردید، پیامبر (ص) از منبر به زیر آمده و ستون رادر بغل گرفت و دست بر آن کشید و فرمود: آرام باش! و از او دلجویی کرد،
سپس به طرف منبر برگشت و فرمود: مردم! این چوب خشک نسبت به رسول خدا(ص) اظهارعلاقه و اشتیاق می کند و از دوری وی محزون می گردد، ولی برخی از مردم چه نزدیکشوند به من یا دور، باکشان نیست. اگر من او را در بغل نگرفته و دست بر آن نکشیدهبودم، تا روز قیامت از ناله خاموش نمی شد.
عرض می کنم! این درخت یک لحظه از پیامبر (ص) دور شد این چنین ناله زد.با اینکه رسول خدا (ص) را مشاهده می کرد، ولی ما سال ها است که امام زمانمان رانمی بینیم و از او دور هستیم، با این حال مشغول به زندگی عادی خودمان هستیم، بهفکر همه کس و همه چیز هستیم الا امام زمانمان (عج)، همه ی فکر ها به ذهنمان خطورمی کند جز فکر اما زمان

@@@@@@@@@@@@@@@@@@

یوسف (ع) نه به تقاضای پدر بلکه از جانب خود پیراهنش را فرستاد، تاپدر بدان شفا یابد و چشمانش بینا شود. ای یوسف زهرا (س)! چشمان بصیرت ما به دلیلگناهان نابینا شده و گرنه از سعادت زیارت شما محروم نبودیم. ای یوسف زهرا (ع) مایعقوب نیستیم اما شما از یوسف کریم تر هستید بر دیدگان ما نظری بیفکنید
@@@@@@@@@@@@@@@@@@


جهت مشاهده ادامه مناجات های مکتوب به ادامه مطلب

مراجعه نمایید


ادامه مطلب
روضه های مکتوب شب اول محرم95...

ما را در سایت روضه های مکتوب شب اول محرم95 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 13 تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 18:52

صفحه بندی