باور نمیکنم که مرا هم خریده ای! آخر مگر ز عبد فراریچه دیده ای؟
لایق نبوده ام بنشینم کنار تو با لطف خود مرا بهحضورت کشیده ای!
هرگز به روی من نزدی عبد عاصی ام اصلاً نگفته ای که تو پردهدریده ای!!!
با این همه گناه و خطایی که داشتم هرگز ندیده ام زگدایت بُریده ای!
گفتم دگر ز چشم تو افتادم ای خدا امّا هنوز دربر من آرمیده ای!
من بی توجّهی به تو کردم ولی مُدام ناز مرا به خاطرزهرا کشیده ای
ماه مبارک است و دلم شد سرای تو از روح خود دوباره به جسممدمیده ای
شرم از عذاب نوکر زهرا نموده ای گفتی بیا که نوکرقامت خمیده ای
وقتی میان کوچه زمین خورد مادرم
آنجا صدای ناله ی او را شنیده ای
***
راه، دورو بار، سنگین و گناهم بیشمار من که میدانم بدم دیگر تو بر رویم نیار
تا نیفتم تا نسوزم در شرار خشم تو ابررحمت بر سر این بندۀ عاصی ببار
باورم هرگز نمیآید به ذات اقدست مهربانی چون تو عبدش را بسوزاند به نار
کی به رویش در ببندی کی رهایش میکنی بندهای را که ندارد جز درت راه فرار؟
هم ز لطفت هم ز عفوت هم ز جرمم هم ز خویش
شرمسارم شرمسارم شرمسارم شرمسار
***
جهت مشاهده ادامه اشعار به ادامه مطلب مراجعه نمایید
ادامه مطلب روضه های مکتوب شب اول محرم95...
ما را در سایت روضه های مکتوب شب اول محرم95 دنبال میکنید
برچسب: مجموعه اشعار مناجات با خدا, نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 18:54